تبليغاتX
ღ کلبه ی خانوم کوچولو ღ
شب یلدا با حافظ (2) ... 

 

 

" هوالمحبوب "

 

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد                  
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

جلوه ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت     
عین آتش شد ازین غیرت و بر آدم زد

عقل می خواست کزآن شعله چراغ افروزد       
برق غیرت بدرخشید و جهان برهم زد

مدعی خواست که آید به تماشاگه راز            
دست غیب آمد و بر سینه ی نامحرم زد

دیگران قرعه ی قسمت همه بر عیش زدند      
دل غمدیده ی ما بود که هم بر غم زد

جان عُلوی هوس چاه زنخدان تو داشت          
دست در حلقه ی آن زلف خم اندر خم زد

حافظ آنروز طرب نامه ی عشق تو نوشت        
که قلم بر سر اسباب دل خرم زد


 

| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدرجمعه 30 آذر1386 ساعت23:4
قربان ... یلدا ... 

 

 

" هوالمحبوب "

 

    عید قربان ... شب یلدا ...

  

  1 )

 " عید سعید قربان "  ، عید عبودیت و بندگی ، عید غلبه بر شیطان و هوای نفس ، عید تسلیم محض خدا بودن ، عید ابراهیم (ع) و اسماعیل (ع) مبارک . 

 

 

۲ )

من اناری را می کنم دانه
و به خود می گویم :
 کاشکی این مردم
دانه های دلشان پیدا بو د  ...
 
" سهراب سپهری "


 یلدایتان مبارک و شادمانیهایتان به بلندای یلدا باد .

یلدایتان مبارک ...

  یادمان باشد که زندگی انقدر کوتاه است که لذت دقیقه ای بیشتر با هم بودن و با هم اندیشیدن را باید جشن گرفت ...

 

3 )

امروز تهران مهمون یه برف فوق العاده قشنگ و به یاد موندنی بود .    سوز برف از 2-3 شب قبل تن همه رو می لرزوند تا امروز صبح ساعت 6 صبح که به چشم بر هم زدنی همه جا یه دست سفید شد   و باد و طوفان بعدش اونو قشنگ تر کرد و یه روز عالی رو خدا تو آستانه ی یه عید بزرگ بهمون هدیه کرد     ...
دلتون بهاری   و زندگیتون به سفیدی و پاکی برف   ...


4 )

امتحانات داره شروع میشه ...
هر ترم که میگذره حجم درسها سنگین تر میشه و انرژی بیشتری از آدم میگیره   ...
برای من و همه ی دوستای دانشجو دعا کنین  ...

5 )

مطلبی رو تو " ادامه مطلب " گذاشتم اگر دوست داشتین مطالعه کنین .. 

6 )

می نویسم :
             " د       ی       د       ا       ر "

تو اگر بی من و دل تنگ منی ..
                                      یک به یک فاصله ها را بردار ...

 


* * * * * * * *

 در پناه خدا

 


ادامه مطلب
| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدرجمعه 30 آذر1386 ساعت0:30
مرگ ..! 
 

 

 " هوالمحبوب "

 


ساعت 7 صبح ( صدای گوشیم )...
خاله : خانومی پاشو کاراتو بکن ما داریم میایم ...
مامان صبح زود از خوونه رفته بود...
آخه صمیمی ترین دوستش بود .. 18 سال دوستی ، یه عمـــــــــــره ...
اول به دخترش زنگ زده بود و بعد به مامان ، تو این لحظه های تنهایی فقط یه دوست که می تونه محرم و مرهم دلت باشه ...

دوباره صدای زنگ خاله ...
خاله بیا دم در ما اومدیم ..
با یه سلام و علیک گرم و صمیمی با خاله و شوهرخاله روزم رو شروع میکنم ...
شوهرخاله : بی بی (چون ساداتم منو بی بی صدا می کنه ) اگه میشه پشت من نشین نمی خوام بهت بی احترامی بشه ، باز حساب خاله فرق داره با هم کنار میاین ؛ نمی خوام حتی موقع رانندگی هم پشتم به تو که ساداتی باشه ...

دیداری تازه می کنیم با پدرجان ...


آخ که چقدر دلم براش تنگ شده ، نمای خونش عوض شده و من ندیده بودم ، تو دلم باهاش حرف می زنم ..
پدرجان چقدر تو این روزا جاتون خالیه ، نمی خواین دستمونو بگیرین ، دلم می خواد باهاتون یه دل سیر حرف بزنم ، چرا نمیاین به خوابم ؟! .. ما رو که تنها نذاشتین ؟! ...
تو همین حال و هوا فاتحه ای می خونم و میریم سراغ دو تا یار از دست رفته ...
خانوم جان و آقا جان ... سلام و فاتحه ای نثارشون می کنیم ...

.....

صدای زنگ گوشیم میاد ..
مامان : خانوم کوچولو ما جلوی غسالخونه هستیم ، شما هم زود بیاین ...
....
چشمم به چشمهای دختری میافته که دیگه تکیه گاهی نداره و حالا باید روزای بی پدری رو طی کنه ...
تا منو می بینه خودشو میندازه تو بغلم و های های گریه می کنه ...
از بابام بدی دیدی ؟! ... توام مثل من دوسش داشتی ؟! ... دیدی چه پاک رفت ؟! ...
چشمای پینه ی بسته ی زنی که دیگه بی یاور شده جلوی چشممام میاد .. منو میکشه تو آغوشش و زار می زنه و ازم می خواد عزیز رفته اش رو دعا کنم ... گل حیات زندگیم رفت ...
تو ساداتی ، تو به همین روزای عزیز جدت رو قسم بده هوای قاسمم رو داشته باشه ، اون پاک بود ، حتماً جاش خوبه مگه نـــــــــــه ؟!
...
همهمه میشه ..
جنازه رو اوردن ...
نماز میت ...
...
چشمم بهش افتاد ..
خشکم زد ...
تو همون پسر شاد و شنگون همیشه ای ؟!
کمرش خم شده ..
بابام نبود ... دوستم بود ... رفیقم بود ... همه ی زندگیم بود ...
کجا رفت اون خنده هایی که همه ی صورتت رو می گرفت ؟! ... کجا رفت اون شوخی های پدر و پسری ؟! ..
...
لا اله الا الله ...
الله اکبر ...
یا حسین ... یا حسین ... یا حسین ...
...
آخرین لحظه عطش داشت و طلب آب میکرد ... با لب تشنه و با ذکر یا حسین صداش برای همیشه قطع شد ...
...


توی خوونه ی آخرت گذاشتنش ...
یه کفن سفید ...
پارچه خانه ی خدا ...
مهر کربلا ...
تسبیح فاطمه زهرا ...
تبرکی ضریح اباالفضل ...
آب زمزم ...
توشه ی راهش شد ...
...
با صدایی گرفته و هق هق تلقین رو برای پدرش خوند ... خواست که آرووم باشه ...
آخرین حرفهاش رو زد ... قرار نبود رفیق نیمه راه باشه ...
آخرین گل رز حیاط رو تقدیمش کرد و .................
...
مشت مشت خاک ...

و ...

تمام ...

 

| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدرجمعه 23 آذر1386 ساعت14:52
بدون شرح 2 ..! 
 

 

 " هوالمحبوب "

 

1 )
به کعبه گفتم تو از خاکی ، منم خاک ..
                          چرا باید به دور تو بگردم ؟!
ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی ..
                           برو با دل بیا تا " من " بگردم ...

" قربونت برم خــــــــــــــدا ، چقدر غریبی رو زمین .. "


2 )
من دیگه خسته شدم بس که چشام باروونیه ..
...
من دیگه بسه برام تحمل اینهمه غم ..
...
وایســـــــــــــــــــــــــــا دنیـــــــــــــــــــــــا من می خوام پیاده شم ...


3 )
حیف اون لباس مقدسی که تنته    ...
امثال تو هستن که گند می زنن به هرچی آدمه    ...
همون خدا و پیامبری که گفتن نماز رو اول وقت بخون ، همون ها هم گفتن که در حال تحصیل علم و سر کلاس درس ، اون کلاس اولویت داره به نماز اول وقت ...
25 دقیقه از اینور دیر میای ، نماز رو هم بهونه می کنی و 25 دقیقه هم از اینور زود میری    ...
بخوره تو کمر ................ استغفرالله ..
اگه همه ی اون دانشجو ها هم ازت بگذرن من یکی نمی گذرم ...
خدا از حق الله میگذره ولی حق الناس رو می خوای چیکار کنی ؟!


4 )
چقدر دلم برات تنگ شده   ...
چی شدی ؟! 
دلم لک زده واسه آغوشت که همیشه برام باز بود   ...
دلم لک زده واسه بوسه های پر مهرت   ...
داداشی قرار نبود رفیق نیمه راه باشی    ...


5 )
همه درویش ، همه عارف ..
جای " عاشــــــــــــــق " پس کجاست ؟!

6 )
" جرایم الکترونیکی " ..
یه موضوع جذاب و جالب و تقریباً تازه ..
دارم در موردش یه مقاله می نویسم .. تا آخر دی باید ارائه بدم ، تو اسفند قراره مقاله های زیادی بررسی بشه که امیدوارم کارم مورد پسند و استفاده واقع بشه  ...
نتایج جالبی هم تا الان گرفتم ..
آماده که شد حتماً در موردش صحبت می کنیم ..
اوایل این دنیای مجاز حسابی هردمبیل شده بود ولی حالا خوشبختانه قانونگذاران به فکر افتادن و اساسی دارن دم یه عده رو قیچی می کنن ...


7 )
 16 آذر " روز دانشجو " مبارک  ...

 

۸ )

" زندگی " اجبار است ..
        " مرگ " انتظار است ..
               " عشق " یکبار است ...
                       " جدایی " دشوار " است ..
                                     " یاد تو " تکرار است ..

                                  و من ...
                                         عاشق این تکرار ...


* * * * * * * * * *

 در پناه حق


 

| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدرچهارشنبه 14 آذر1386 ساعت1:1
6 تا ... 
 

 

" هوالمحبوب "

 

1 )

مانند درخت باش ...
     که در تهاجم زندگی ، هر چیزی را از دست بدهد ...
                              روح زندگی را برای خویش نگه میدارد ...

 

2 )

نمردیمو گواهینامه هم گرفتیم !!  
آدم بی گواهینامه مثل .....   
مثل ..... 
مثل .....   
.
.
.
مثل چی میمونه ؟!     

 

3 )

چه کیفی داره جلو استاد تیریپ بچه + بذاریو   و بعد یه کنفرانس جانانه بدی و استاد تمام مدت   باشه ...
تازه باهات رفیق میشه  و هی جلو چهار نفر آدم دیگه به اسم کوچیک صدات میکنه     ...
آخه برادر من که جای پدر من هستی  ... کوتاه بیااا  .. درسته که گفتی به سادات ارادت خاصی داری ولی نه تا این حد  ...
درسته ما تیریپ گذاشتیمو و ترکوندیم   ولی شما هم اینجوری زل نزن تو چشمای ما  ..
درسته که چیزایی که ما گفتیم شما تا حالا بهش پی نبرده بودی  ولی خب استاد جان انقدر تابلو نکن   ...
الله اکبر از این استاد   ...

 

۴ )

وقتی یه درد وحشتناک همه ی وجودتو میگیره ، اونوقته که فقط به خودش پناه می بری ...
زندگیت میشه فقط خداااااا ...
چرا تو شادیها یادش نیستیم ؟!
چرا تو غمهامون یادمون میافته که بهش پناه ببریم ؟!
خیـــــــــــلی بزرگه   ...
مگه نـــــــــــــــــه ؟!

 

۵ )

تست خودشناسي با بوي خوش دلخواه شما :

 

آن بوي خوشي را كه حس مي كنيد لحظات بسيار شادي را براي شما به وجود مي آورد ، انتخاب كرده و ببينيد كه " رايحه " شخصيت شما چه رنگ و بويي دارد !؟

تذكر :براي شناخت صحيح پاسخ تست و مبهم نبودن  . از گزينه هاي زير ، فقط يك گزينه را انتخاب نماييد 

گزينه يك - بوي كلر در استخرهاي بزرگ

گزينه دو - بوي كباب ، همبرگر و...

گزينه سه - بوي سبزه و گل

گزينه چهار - بوي كرمهاي ضدآفتاب

گزينه پنج - بوي بچه كوچك

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

پاسخ تست :


گزينه يك - بوي كلر در استخرهاي بزرگ

مطالعات نشان مي دهد كساني كه بشدت به بوي تند و تيز كلر در آب استخر علاقه مندند افرادي مخاطره جو و اهل ريسك هستند كه مدام به دنبال كسب تجربيات جديد هستند . شما عاشق تجربه كردن و در نتيجه شوكهاي غير آشنايي هستيد كه يكباره بر شما فرود مي آيد .


گزينه دو - بوي كباب ، همبرگر و ...
 
تحقيقات نشان مي دهد كه بودن با خانواده براي شما از اهميت فراواني برخوردار است و بدين ترتيب هميشه از استرس كمتري نسبت به ديگران بر خورداريد . شما تلاش مي كنيد تا تمام اوقات فراغت خود را با آنها بگذارنيد .


گزينه سه - بوي سبزه و گل

آيا به خاطر مي آوريد كه هميشه پدرتان را در كارهاي مربوط به گل و گياه و يا مادرتان را براي آماده كردن ميز غذا و جمع كردن آن ، كمك مي كرديد؟كساني كه عاشق بوي چمنهاي تازه كوتاه شده و يا گل و سبزه هستند ، افرادي مسوليت پذير و دلسوزند و هرگز كاري را در نيمه راه رها نمي كنند . شما با بوي طبيعت زنده ايد و اين يعني شادكامي و سرزندگي ، يعني حيات و شما اين حيات بدست آمده از طبيعت را با هيچ چيز عوض نمي كنيد !


گزينه چهار - بوي كرمهاي ضدآفتاب

شما فردي فعال ، برون گرا و با نشاط هستيد كه شادترين لحظات زندگيتان مربوط به زماني است كه در حال انجام فعاليتي هستيد!يك سحرخيز واقعي كه با اعتماد به نفس بسيار مي تواند روز را به خوبي آغاز كند .


گزينه پنج - بوي بچه هاي كوچك

بوي شيرخشك بچه هميشه شما را سست مي كند و بوي نوزادان معمولا حسي غريب را در شما زنده مي كند!حسي كه به واسطه آن ، خانواده بيش از همه چيز برايتان اهميت مي يابد . شما همانند مادران خانه دار و يا مرداني كه عاشق زن و بچه خود هستند ، دوست داريد تمام وقت خود را در خانه بگذرانيد و از بودن با نوزاد خود لذت مي بريد!بوي خوش شيري كه هميشه از او مي آيد ، بي اختيار شما را به سمت خانه مي كشاند تا بهترين لحظات را با او سپري كنيد . شما در خانه بودن ، آن هم به دور از هرگونه هياهو و جنجال را به همه چيز ترجيح مي دهيد .

  

۶ )

دنیا یه جوریه که …
اگه گریه کنی ، میگن کم آورد …
    اگه بخندی ، میگن دیوونست …
        اگه دل ببندی ، تنهات میذارن …
           اگه عاشق باشی ، دلتو میشکنن …

با این حال …
              باید …
   لحظه هایی را گریست …
                    دمی را خندید …
                     ساعتی را دل بست …
                        و عمری را عاشقانه زیست …

 


* * * * * * * * * *

 در پناه حق

 

| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدرجمعه 9 آذر1386 ساعت12:0
یا رضا ... 
 

 

 

" صَلَی الله عَلیک یا عَلی بنِ موسَی الرِضا " 

 

| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدرپنجشنبه 1 آذر1386 ساعت12:24