تبليغاتX
ღ کلبه ی خانوم کوچولو ღ
ماه خدا ... 

 


" هوالمحبوب "

 

اَللّهُمَ اِنی اَفتَتِحُ الثَّناءَ بِحَمدِک ...
بار خدایا ستایشم را با سپاس تو آغاز می کنم ...
بار خدایا در این لحظه های ناب ناب از تو مدد می جویم ...
بار دیگر ماه تو آمد ..
ماه ضیافت تو ...
دست خالی به میهمانی تو میاییم و امید به کرمت که دست پر بیرون شویم و وای به حالمان که از درگاه تو بی توشه باز گردیم ...
رمضانی دیگر ...
دعای افتتاح ، زیبایی سحرمان و ربنای افطار ، پایان دلدادگی هامان ...

 

 

 

بار خدایا ..
از تو می خواهم هرآنچه باشد در دلم از شک و تردید ، انکار و نومیدی ، سرمستی و تکبر و خوشگذرانی ، خودبینی و خودنمایی و شهرت طلبی ، دسته بندی و دورویی ، کفر و فسق ، نافرمانی و سربزرگی ، و هرچه تو را ناخوشایند آید بیرون کنی ...
بار خدایا ...
از تو می خواهم به جای آنها به من عطا کنی ایمان به وعده ات ، وفا به عهدت ، رضا به قضائت ، بی رغبتی به دنیا و رغبت در آنچه نزد توست ، اختیار آستانت ، و توبه ی با اخلاص ....

 

* * * * * * * * * *

تو لحظه های پاک و ملکوتی سحر و افطار التماس دعا   ...


* * * * * * * * * *

 

پیوست۱ :
یه سال دیگه هم گذشت ... مثل باد ...
خانوم کوچولو تولدت مبارک  ... 

پیوست ۲ :
رمضانی که گذشت ...

22 شهریوری که گذشت ...

پیوست ۳ :
یه بار از کنار دریا رد شدی ، ولی موجهاش یه عمره واسه بوسیدن جای پات میان و میرن ...
دوستت دارم تا ابد ...


* * * * * * * * * *

 التماس دعا
خالق عشق نگهدار شما


 

| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدرپنجشنبه 22 شهریور1386 ساعت0:22
خدا کند که بیایی ...  
 

 

" هوالمحبوب "

 

به عظمت آسمانها ...
به بیکران دریاها ...
به وسعت صحراها ...
سلام بر قلب نازنین هستی ...
هر روز و هر ساعت ..
هزار هزار .....

 

 

چه انتظار عجیبی ..!
تو بین منتطران هم عزیز من چه غریبی ..!
عجیب تر ، که چه آسان نبودنت شده عادت ..!
چه بی خیال نشستیم ، نه کوششی نه وفایی ..!
فقط نشسته ایم و گفته ایم :
خدا کند که بیایی ..!!

 

 

 

نیمه شعبان ، خجسته سالروز میلاد مرد ولایت و عدالت ، منجی عالم بشریت ، یوسف زهرا ، آقا امام زمان (عج) تبریک و تهنیت باد .

 


* * * * * * * * * *

 

پیوست 1 :
تو همین روزهای جشن و سرور و شادی ، در کنار همه ی با هم بودنمون ، تو خونه هایی غم مهمونه ... برای عزیز از دست دفته ...
شادی روح عزیز تازه گذشته ، عموی بزرگوار داداش ممد ، فاتحه و صلواتی رو نثار می کنیم .

پیوست 2 :
نیمه شعبان گذشته ...

پیوست 3 :
اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال توست : خدای مهربون ، فکرای قشنگ ، و قلب کوچیک من ... 


* * * * * * * * * *

 در پناه حق


 

| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدرچهارشنبه 7 شهریور1386 ساعت3:15
رفت ... 
 

 

" هوالمحبوب "


" انا لله و انا الیه راجعون "


" دیدی دوباره بی پدر شدم ... "

داداش ممد مهربونم ...

داداش خوب و بزرگوارم ... براتون از خدا صبر و ارامش طلب می کنم ...
واز خدا می خوام روح عموی بزرگوارتون غرق رحمت باشه ...

برای شادی روح آن عزیز از دست رفته فاتحه ای رو همراه با صلوات نثار می کنیم ...
روحش همیشه شاد و یادش گرامی و مقامش جاودان ...

 

 

 

| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدرسه شنبه 6 شهریور1386 ساعت3:15
او ...  
 

 

 " هوالمحبوب "


ادعا نکردی که کسی هستی ...
ادعا نکردی که خیلی حالیت میشه ...
ادعای دین و مذهب هم نکردی ...
هرچی گفتی از دلت بود و از وجودت ...
خواستی اونچه که تو فکرته اونچه که اعتقاد داری و باور داری رو به زبون بیاری ...
خواستی هم زبونتو پیدا کنی ...
خواستی حرفهایی بزنی برای دلایی که پاکه ...
نخواستی کسی رو وادار کنی حرفتو به زور قبول کنه ...
نخواستی خودتو به کسی تحمیل کنی ...
هرچی بود و هرچی هست ...
بین خودتو خدای خودته ...
اگه خوبی فقط اون می دونه ...
اگه بدی فقط اون می دونه ...

×××××

حرمت انسان بودنشو حفظ نکرد ...
حرمت مسلمون بودنشو حفظ نکرد ...
حرمت دلشو حفظ نکرد ...
کاش لا اقل حرمت سیادتش رو حفظ میکرد ...
کاش اون زمان که اون همه توهین و بی احترامی بهش کرد ، یادش می افتاد که زاده ی کدوم نسله ...
کاش یادش می موند که اگه دلی بشکنه آهش زندگیشو داغون می کنه ...
اگه هنوز سرپاست ...
خوشحال نباشه ...
چون آه دل شکسته دیر یا زود دامنشو میگیره ...
.
.
.
فکر میکرد با این کارش می تونه ثابت کنه که خیلی آدمه ...
خیلی گذشت داره ...
ولی هیچ وقت نفهمید که چقدر حقیره  ...
ادعاهاش ، مال خودش ...
مسلمونیش ، مال خودش ...
دروغ هاش ، مال خودش ...
حقه هاش ، مال خودش ...
دنیای پر از فریب و نیرنگش ، مال خودش ...
محبت های عروسکیش ، مال خودش ...
چهره ی پر نقابش ، مال خودش ...
کاش همون قدر که قدش بلند شده بود و قیافش بزرگ ، یکمی هم درک و فهمش رشد کرده بود ...

ما را به خیر تو امید نیست ، شر مرسان ...

 

* * * * * * * * * * *

 

پیوست 1 :

دیروز خیال کردم همچون ذره ای لرزان و سرگردان در چرخ گردون زندگانی می چرخم و موج می زنم ...
و امروز به خوبی می دانم من همان چرخ گردونم و تمام زندگی به صورت ذراتی با نظم در من می جنبد ...
آنان در بیداری می گویند :
تو و جهانی که در آن به سر می بری چیزی جز دانه ای ماسه بر ساحلی لایتناهی در دریای بی کران هستی نخواهی بود ...
در رؤیایم به آنان گفتم :
من دریای لایتناهیم و تمام جهان چیزی جز دانه هایی از شن بر ساحل من نیست ...
 
 
( از کتاب ماسه و کف - نوشته جبران خلیل جبران )
( ترجمه حیدر شجاعی )


پیوست 2 :

عشق یعنی خاطرات بی غبار
                                                    دفتری از شعر و از عطر بهار
عشق یعنی یك تمنا , یك نیاز
                                                    زمزمه از عاشقی با سوز و ساز
عشق یعنی چشم خیس مست او
                                                    زیر باران دست تو در دست او
عشق یعنی ماتحب از یك نگاه
                                                    غرق در گلبوسه تا وقت پگاه
عشق یعنی عطر خجلت ، شور عشق
                                                     گرمی دست تو در آغوش عشق
عشق یعنی "بی تو هرگز ...پس بمان "
                                                     تا سحر از عاشقی با او بخوان
عشق یعنی هر چه داری نیم كن
                                                     از برایش قلب خود تقدیم كن
 


* * * * * * * * * * *

 در پناه حق

 

| +|

یادگاری از ღ خانوم کوچولو ღدرپنجشنبه 1 شهریور1386 ساعت0:54