" هو المحبوب "
وقتی میری سفر،حتی اگه خیلی بهت خوش بگذره،دوست داری زودتر برگردی به شهر و دیارت و خونه و زندگیت ... ولی وقتی لحظه لحظه ی سفرت با یه عزیز باشه و حالا بخواهی ازش جدا شی یه عالمه دلتنگی داره ...
منم با یه عالمه دلتنگی از پیشت برگشتم ... دلتنگیم واسه دوری از تو نه چیز دیگه ... وقتی میام پیشت دلم از این رو به اون رو میشه میشم یه آدم دیگه ... آرووم میشم ...
چه خصلتی داری تو که هرچی بیشتر باهات باشم بیشتر دلم برات تنگ میشه ... دوست دارم ... خیلی زیاد ... می دونم که تو بیشتر دوسم داری ... اینو ایندفعه بهم ثابت کردی ... قبول داشتم،ولی حالا باور کردم ... چقدر خوبی تو ...
از وقتی یادمه هرسال دوسه بار میومدم پیشت ولی اینبار دیدن تو یه لذت دیگه ای داشت ... اینبار اومدم تو آغوش گرم و مهربونت ... اینبار تو هر لحظه پیشم بودی ... حضورتو با تمام وجودم حس میکردم ...
بعد اینهمه سال برای اولین بار این دست گنهگار رسید به ضریح پاک و مقدست ... یادته شب قدر چقدر دلتنگت بودم ... یادته گفتم اگه قابلم اسممو جز زائرات بنویس ... تو حرفمو شنیدی ... دعوتم کردی ...
هنوز که هنوزه نمی دونم چطور خدا رو شکر کنم ...
رو به روی گنبد طلا ... پنجره ی فولاد ... هنوز مست اون لحظه ی نابم ... لحظه ای که احساس میکردم تو این عالم نیستم ... حس عاشقی که تو بغل معشوقشه ... چقدر زیباست ...
تو حال و هوای خودم غرقم ... طنین صدای " یا حسین " منو به خودم میاره ...
داره فریاد می زنه ...
گنهکاری؟! ... بگو ... " یا حسین " ...
دلشکسته ای؟! ... بگو ... یا حسین " ...
خسته شدی؟! ... بگو ... "یا حسین " ...
حاجت داری؟! ... بگو ... " یا حسین " ...
اون که اسمش ورد زبونمه کیه؟! ... " یا حسین " ...
اون که یادش تو قلبمه کیه؟! ... " یا حسین " ...
طنین صدای " یا حسین " زن و مرد و پیر و جوون همه ی صحن رو پر کرده ... آسمون و زمین از شنیدن نوای " یا حسین " به خودشون میلرزن ...
-------
مامان ... مامان ....
"یا حسین" ...
بیا اینجا ... باور کن آقا اینجاست ...
" یا حسین "...
حاجت میده ها ... دلم داره داغون میشه ...
" یا حسین " ...
عطر حضورش رو حس می کنم ... آقا داره نگامون میکنه ...
"یا حسین " ...
" یا حسین " ... " یا حسین " ... " یا حسین " ...
-------
آقا جونم دیگه باید از پیشت برم ... کلی باهات حرف زدم ... حرفامو گوش کردی ... اونم با جونو دل ... بازم دعوتم میکنی؟! ...
" السلام علیک یا علی بن موسی الرضا "![]()
* * * * * * * * * *
پیوست۱: چند روزی نایب الزیارتون بودم ... مشهد مقدس ... در جوار آقا و بزرگم علی بن موسی الرضا ... نمی دونم چطور میشه اونهمه احساس رو توصیف کرد ... سفر بی نظیری بود ... غیرقابل وصف ...
پیوست۲: اگه لایق باشم به یاد تک تکون بودم ... به یاد همه ی اونایی که یاد ما هستن و اونایی که خیلی وقته ما رو فراموش کردن ...
![]()
پیوست۳: " عید سعید فطر " رو تبریک میگم ... امیدوارم که بهترین بهره رو از این ماه پر برکت برده باشیم و قدر شبهای قدر رو دونسته باشیم ....
" عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت "
![]()
پیوست۴: آنگاه که دوست داری همواره کسی به یاد تو باشد ، همواره به یاد من باش ، که من همیشه به یاد تو هستم ... از طرف بهترین دوست تو : " خدا "
* * * * * * * * * *
در پناه خدا![]()





